۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه

..



مثل يک بغض که نارس باشد

آسمان ابري و بي باران است

آه اگر وا نشود ...

۱۳۸۸ مهر ۹, پنجشنبه

یا حیّ


به روز مرگ چو تابوت من روان باشد

گمان مبر که مرا درد این جهان باشد


جنازه‌ام چو ببینی مگو فراق فراق

مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد


مرا به گور سپاری مگو وداع وداع

که گور پرده جمعیت جنان باشد


فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر

غروب شمس و قمر را چرا زبان باشد


تو را غروب نماید ولی شروق بود

لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد

......

مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد..